پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٦ - تقريب فقهى - مرادى مجيد

تقريب فقهى
مرادى مجيد

وحدت جوامع و مذاهب اسلامى در طول تاريخ مورد توجه وعنايت رهبران و انديشمندان مذهبى و سياسى اسلام بوده است و هر يك از ايشان در اين عرصه سرنوشت ساز تلاش بسيار كرده‌اند و اين مهم را از اولويت‌هاى حياتى جهان اسلام پنداشته‌اند.
در آغاز غيبت كبرا، فقيه نامى شيعه شيخ طوسى، كتاب ارزشمند »خلاف« را به رشته تحرير آورد و بدين ترتيب، زمينه‌هاى فقه تطبيقى و فقه مقارن، ميان مذاهب اربعه، وجود خارجى گرفت.پس از آن دانشمندان بزرگى چون علامه حلى، با نگارش كتاب »تذكره«، راه شيخ طوسى را پى گرفتند. در قرون بعدى نيز مصلحان و انديشمندانى چون سيد جمال الدين اسدآبادى، شيخ محمد حسين كاشف الغطاء، شيخ محمد عبده و... پا به صحنه اجتماعى و سياسى گذاشتند و نداى اتحاد مسلمانان را سر دادند. در اين عصر نيز، آيت الله سيد عبد الحسين شرف الدين در لبنان، آيت الله بروجردى و شيخ محمد تقى قمى در ايران و شيخ محمود شلتوت و شيخ محمد مدنى در مصر ادامه دهنده اين راه بودند.
در ادامه فعاليت‌هاى اين بزرگان، مركزى به نام »دار التقريب بين المذاهب الاسلاميه« در مصر و قاهره تأسيس شد؛كتب و مقالات بسيارى در اين زمينه به چاپ رسيد و جلسات و كنفرانس‌هايى بدين منظور برگزار گرديد كه ارزش و اهميت آنها بر كسى پوشيده نيست. براى نخستين بار رهبران مذاهب و فرق مختلف، كنار هم و براى هم نشستند و دانشگاه الازهر مصر نيز براى همه مذاهب به طور مشترك، كرسى تدريس تشكيل داد.

ضرورت تقريب فقهى
در قاموس امام موسى صدر همه اين تلاش‌ها، گام‌هاى مثبت، مقدس و لازم در جهت وحدت ميان مسلمانان به شمار مى‌رفت؛ اما هرگز گام آخر كافى نبود. وى در روش خود به »وحدت فقهى« اعتقاد داشت و مى‌گفت: "فقه تطبيقى (فعاليت‌هاى تقريبى گذشتگان)، همان بذر مباركى است كه روش وحدت فقهى بدان بستگى دارد و وحدت احكام شريعت به آن كامل مى‌شود".(بخشى از نامه وى به شيخ حسن خالد.)
به اعتقاد او تلاش‌هاى بزرگان در گذشته، زمينه را به خوبى براى اين موضوع حياتى آماده ساخته و ما امروز در چند قدمى وحدت فقهى هستيم. امام موسى صدر گفت و گو، كنار هم نشستن رهبران مذهبى، و تأليف كتب و انتشار مقاله درباره وحدت اسلامى را تنها راه چاره نمى‌دانست و معتقد بود كه تك تك امت اسلامى در سرتاسر جهان بايد به مثابه مشتى محكم و فشرده، در كنار هم باشند كه اين تنها با وحدت فقهى امكان‌پذير است.
روشن است كه منظور امام موسى صدر از وحدت فقهى، اين نيست كه اصلا اختلاف فتوا در ميان فقها و انديشمندان اسلامى وجود نداشته باشد و همه يك جور فكر كنند و يك مبنا و معيار داشته باشند كه اين هرگز معقول نيست، بلكه او با استناد به حديث شريف نبوى، اختلاف امت را در مرحله تئورى و نظرى رحمت قلمداد مى‌كند و اعتقاد دارد، اختلاف به اين معنا، به سير تكاملى فقه مى‌افزايد، به پويايى آن كمك مى‌كند و مايه حركت مجتهد و شكوفايى اجتهاد مى‌گردد. بنابراين، اختلاف بينش‌ها تا زمانى كه در مرحله نظريه‌اى علمى قرار دارد، مايه خير، بركت، رشد و پويايى است؛ اما وقتى اين نظريه‌ها مى‌خواهد، به فتوا و حكم قابل عمل در جامعه تبديل شود و در صورت شعائر دينى بروز كند، اگر به طور واحد، هماهنگ و يكپارچه نباشد، ناخواسته منشأ چند دستگى، تفرقه، اختلاف، بدبينى و سوء ظن خواهد شد كه لازم است از آن پرهيز شود.
او در نقش يك فقيه و كارشناس مسائل اسلامى و كسى كه دو دهه در كوران مسائل سياسى و اجتماعى خاورميانه، جهان اسلام و غرب حضور مستمر داشت و با شخصيت‌هاى مهم سياسى و مذهبى اين دو قطب، در ارتباط بود و با تاريخ آنها به خوبى آشنا بود، نقاط ضعف و قوت جهان اسلام و مسلمانان را كاملا درك مى‌كرد. وى از اينكه مى‌ديد، هر سال در مناسك حج با همه عظمت و فرصت‌هاى طلايى‌اش، تنها به دليل اختلافات جزئى فقهى، نيروهاى بالقوه و بالفعل اسلام به آسانى به هدر مى‌رود، به شدت رنج مى‌برد. او به وحدت افق شرعى در كشورهاى اسلامى مى‌انديشيد، تا تلخى اختلاف رؤيت هلال ماه شوال را به شيرينى رؤيت واحد و افق واحد تبديل كند و از اين فرصت طلايى، در جهت رشد، بالندگى، عزت و سربلندى مسلمانان بهره جويد.
امام موسى صدر در پى آن بود كه حتى نماز جماعت‌ها، اذان‌ها، اعياد و وفيات در كشورهاى اسلامى به شكل واحد و در وقت و روز واحد برگزار شود؛ چرا كه اين وضع براى دشمنان اسلام، به خصوص استكبار جهانى، از بمب‌هاى اتمى و هسته‌اى نيز قدرتمندتر بود و جهان اسلام و مسلمانان را در برابر توطئه‌هاى آنان و رخدادهاى ناگوار، براى هميشه بيمه مى‌كرد.
او نخستين بار اين موضوع را در ٢٧ رجب سال ١٣٨٩ ه.ق برابر با عيد سعيد مبعث، طى نامه‌اى خطاب به شيخ حسن خالد(مفتى اهل تسنن لبنان) مطرح كرد. سپس در ماه ذى الحجه همان سال، وقتى در كنفرانس سالانه "مجمع بحوث اسلامى" در قاهره حاضر شد، طى سخنانى مفصل، در حضور شخصيت‌هاى برجسته جهان اسلام، به تشريح موضع خود درباره وحدت فقهى پرداخت و طرح مدونى را در اين جهت به اجلاس ارائه داد كه مورد استقبال حاضران قرار گرفت و موجب گرديد كه وى به عضويت دائم اين مجمع در آيد.(امام موسى صدر، سروش وحدت، ص ١٠٦)
وى طى مصاحبه‌اى با مجله "المصّور" چاپ قاهره، در پاسخ به پرسشى درباره وحدت، باز هم بر وحدت فقهى تأكيد كرد و گفت: "اين موضوع بعد از دستيابى به وحدت فقهى امكان‌پذير است و تنها با گفت و گو و مذاكره صورى رهبران مذاهب به دست نمى‌آيد، چون مذاهب در عمق جان پيروانش شكل گرفته است. من به اين مجمع كه از علماى بزرگ جهان اسلام تشكيل يافته، در تحقق اين هدف مهم (وحدت فقهى) اميد دارم. قاهره هم كه در جهان اسلام از موقعيت مناسبى برخوردار است، مى‌تواند در تحقق اين هدف، نقش مؤثرى داشته باشد".
(متن كامل اين مصاحبه روز ٧ /٣ /١٩٧٠م در روزنامه »الأنوار« لبنان به چاپ رسيد.)
امام صدر از هر فرصتى بهره مى‌گرفت و اين موضوع را با رجال مذهبى و سياسى جهان اسلام در ميان مى‌گذاشت. وى سال بعد، در روز ١٩ /٤ / ١٩٧١م، پس از شركت در ششمين اجلاس مجمع بحوث الاسلامى در قاهره و در ديدار با نيروهاى مستقر در كانال سوئز، ضمن تأكيد بر اهميت جهاد بر ضد اسرائيل غاصب، براى چندمين بار، بر وحدت فقهى تحت عنوان "وحدت شعائر دينى" تأكيد كرد.( ر، ك: روزنامه المحرر، بيروت، ٢٠ / ٣ / ١٩٧١م. )
در سال ١٩٧٣م (١٣٥٢ش) نيز كه در كنفرانس سالانه »شناخت انديشه اسلامى« در الجزاير حضور داشت، طى مصاحبه‌اى با مجله المجاهد، به تشريح اين موضوع سرنوشت ساز پرداخت.(ر، ك: روزنامه المجاهد، ش ٦٧٨، ١٣ رجب ١٣٩٣ق و ١٩٧٣ م.)

امكان وحدت فقهى
امام صدر به خوبى مى‌دانست كه موضوع فقه، افعال مكلفان است و خود فقه نيز تئورى زندگى انسان مسلمان از گهواره تا گور. بنابراين، وحدت حقيقى در صورتى عينيت مى‌يابد كه در محور فقه بروز و ظهور داشته باشد، در غير اين صورت وحدت، صورى و ناپايدار خواهد شد. او به اين وحدت ايمان راسخ داشت و آن را قابل عمل و اجرا مى‌دانست. ايشان وقتى در پنجمين كنفرانس مجمع بحوث اسلامى، طرح مدونى را در اين خصوص به حاضران ارائه كرد، بى هيچ استبعادى مورد استقبال انديشمندان و فقهاى شيعه و سنى جهان اسلامى قرار گرفت. امام موسى صدر چند سال پيش از آن، در نامه خود خطاب به شيخ حسن خالد در اين باره مى‌نويسد:
"مثلا مى‌توان اين پيشنهاد را بررسى كرد كه در رؤيت هلال، به طريق نوين علمى و تعيين زاويه ديد هلال در افق تكيه و روز عيد را با دقت علمى مشخص كنيم تا همه مسلمانان در يك روز عيد داشته باشند و در بسيارى دشوارى‌ها صرفه جويى شود و از لحاظ تعطيل و ديد و بازديد، دشوارى‌هاى ناشى از تعدد روزهاى عيد را نداشته باشيم، نيز مى‌توان شكلى از اذان را كه براى همگان مورد قبول باشد، بررسى كرد".(امام موسى صدر، اميد محرومان، ص ٢٧٧)
وحدت فقهى در نگاه امام موسى صدر، گوهر گرانبهايى بود كه هرگز در تلاش براى تحقق آن در جوامع اسلامى شك نكرد. او در زمان مرجعيت استادش آيت الله بروجردى، از نزديك شاهد نور افشانى اين گوهر و عينيت يافتن بخش كوچكى از اين مهم شده بود؛ از اين رو خود و امت اسلامى را در چند قدمى وحدت فقهى مى‌ديد. فقيه بزرگ آيت الله بروجردى كه نسبت به مسئله وحدت فقهى نظر مثبت داشت، در يك اقدام جدى، حدود چهار صد فتواى فقهى و احكام مربوط به مناسك حج را به نقل از امام صادق(ع) كه از طريق اهل تسنن، كتب صحاح سته و غير آن نقل شده و مورد قبول علماى شيعه بود، براى پادشاه عربستان مى‌فرستد تا اين كنگره عظيم جهانى طبق روايات و مبانى مشترك و مورد قبول فريقين، به صورت هماهنگ برگزار شود و از اين تجلى گاه توحيدى، بيشترين بهره بردارى به نفع جهان اسلام و مسلمانان انجام پذيرد.( مجله حوزه، ش ٤٤ - ٤٣، ص ٨٣)
اين فتاوا و احكام كه طى نامه‌اى ارسال شده بود، در آن ايام مورد استقبال محافل علمى و شخصيت‌هاى مذهبى جهان اسلام قرار گرفت و متن كامل آن در مجله »رسالة الاسلام« ارگان دار التقريب بين المذاهب الاسلاميه و روزنامه‌ها و مجلات عربستان انتشار يافت.( زندگانى آيت الله بروجردى، محمد واعظ زاده خراسانى، ص ٣٧٧)
در نظر امام موسى صدر شرط اساسى عينيت يافتن وحدت فقهى، در مرحله نخست به همت همه جانبه انديشمندان و رهبران جهان اسلام نياز دارد. اگر رهبران مذاهب اسلامى، به ضرورت اين مسئله ايمان داشته باشند و در اين راه تلاش كنند، امت اسلام به زودى از ثمرات سرنوشت ساز آن بهره‌مند خواهند شد. به همين دليل او در بخش پايانى نامه خود به شيخ حسن خالد، همه صاحبان وجدان‌هاى بيدار و نيات خير را در راه احياى اين ارزش گرانبهاى اسلامى، به همكارى و يارى مى‌طلبد.

همگرايى فقهى، نياز واقعى امروز
امام موسى صدر در سالهاى پايانى دهه چهل و آغازين دهه پنجاه، بر وحدت فقهى تأكيد داشت؛ زمانى كه در دنيا سيستم دو قطبى غرب و شرق، به سركردگى امريكا و شوروى حاكم بود و هنوز بسيارى حساسيت‌هاى دشوار امروزى رخ ننمايانده بود؛ اما امروز كه با سقوط اتحاد جماهير شوروى، جهان به سوى تك قطبى شدن پيش مى‌رود و استكبار غرب به سركردگى امريكا، همه ملت‌ها و دولت‌ها را به تبعيت از خود فرا مى‌خواند و از سوى ديگر در اثر پيشرفت تكنولوژى، ارتباطات ماهواره‌اى و رايانه‌اى، جهان به صورت دهكده‌اى كوچك در آمده است كه دنياى اسلام در يكى از محله‌هاى آن قرار گرفته است، ضرورت وحدت فقهى در ميان مسلمانان و مذاهب اسلامى بيش از پيش نمايان مى‌شود.
اكنون كه استكبار جهانى و صهيونيست بين‌المللى با قلدرى تمام در پى غارت منافع كشورهاى اسلامى بر آمده و خزائن مادى و معنوى مسلمانان را با شيوه‌هاى شيطانى به تاراج مى‌برند، بر رهبران و انديشمندان مذهبى و سياسى امت اسلامى است كه از عناصر و عوامل تعدد و تفرقه پرهيز كنند و براى نشر فرهنگ وحدت فقهى تدبير اساسى بينديشند و در راستاى حراست از حريم اسلام و حرمت مسلمانان چاره انديشى كنند. امروز به هيچ وجه معقول نيست، كه از خانه ما و كوچه پس كوچه‌هاى اين محله كوچك، صداهاى تفرقه‌انگيز و گوناگون برخيزد و هر كس براى خويش جداگانه يا هر فرد و گروهى با سليقه و برداشت خاص خود به احكام اسلام عمل كند. امروز جهان اسلام در مقابل شرك، كفر و نفاق بين‌المللى و در راستاى احياى دوباره تمدن بزرگ اسلامى، به اتحاد و همبستگى حقيقى نيازمند است كه اين مهم تنها با وحدت فقهى ممكن است.
جاى بسى خوش بختى است كه در ميان فقهاى عظام و محققان و انديشمندان حوزه علميه قم، زمينه مناسبى براى تحقق اين مهم به وجود آمده است. علاوه بر اقدام عملى مرحوم آيت الله بروجردى كه پيش‌تر بدان اشاره شد، دو فقيه نو انديش ديگر، مرحوم آيت الله سيد مهدى روحانى و مرحوم آيت الله ميرزا على احمدى ميانجى در اقدامى ابتكارى و مشترك، به تحقيق در اين وادى سرنوشت ساز پرداختند و اثر ماندگار و كار آمدى تحت عنوان »احاديث اهل البيت عن طرق اهل السنة« را از خود به يادگار گذاشتند و در واقع زمينه را براى كارهاى اساسى‌تر، پيرامون »وحدت فقهى« توسط انديشمندان و فقهاى نسل حاضر و آينده مهيا ساختند. روشن است كه بهترين تجليل از تلاش‌هاى علمى شخصيت‌هاى فوق ادامه، رشد و شكوفا كردن راه پر فراز و نشيب آنان است.